درست شب قبل از اعدامش !!!!
آخرین باری که دیدمش پانزدهم آگوست بود. درست شب قبل از اعدامش!
اصولا شب قبل از اعدام نمی ذارن که کسی به فرد اعدامی نزدیک بشه.
اون شبها من با شادی زیاد به تخت خودم می رفتم و روز بیست و هشتم آگوست رو انتظار می کشیدم و همش صحنه ای که قرار بود آزاد بشم رو برای خودم تو ذهنم مرور می کردم.
نیمه شب بود که یه عده با صدای خیلی زیاد درب سلول ما رو باز کردند و ادوارد زندانبان که بین بچه ها به “ادوارد حرومزاده” معروف بود، با لگدهای آرومی که به کتف من می زد من رو بیدار کرد. من روی پایین ترین تخت از تختهای سه طبقه زندان می خوابیدم چون به خاطر مشکل کلیه ام باید چندین بار به توالات می رفتم.
ادوارد از من خواست که باهاش بیرون برم و بدون اینکه به من چیزی بگه من رو به سمت اتاق زندانی های اعدامی می برد!
ترس تمام وجودم رو فراگرفته بود اما ازش هیچی نپرسیدم چون می دونستم که مراسم اعدام اینطوری نیست!
به سلول انفرادی فرانسیس که رسیدم دیدم که با طناب خیلی محکم به یه صندلی بستنش!
ادوارد بهم گفت که فرانسیس می خواسته خودش رو بکشه! می خواسته خودش رو از سقف حلق آویز کنه!
من از شدت تعجب داشتم شاخ در می آوردم. چون همه می دونستند که فردا صبح زود قرار بود فرانسیس رو تیرباران کنند!
اون چرا می خواست درست شب قبل از تیربارانش خوش رو بکشه؟
از ادوارد پرسیدم که چرا سراغ من اومدند و اون با حالتی توهین آمیز به من گفت که فرانسیس خواسته من رو ببینه!
من زیاد با فرانسیس دوست نبودم و اصلا” متوجه نمی شدم که چرا او می خواد من رو ببینه!
اداورد حرومزاده با لگد در سلول رو بست و از پست پنجره کوچک در بهم گفت که ده دقیقه دیگه من رو از اونجا می برند!
من: چی شده؟
فرانسیس: می خوام یه چیزی بهت بگم!
من: بگو
فرانسیس: تو باید بعد از بیرون رفتن از اینجا یه کاری برای من بکنی!
من: چه کاری؟
فرانسیس: من یه مادر کور دارم که در حال کر شدن هم هست و الان سالهاست تو خیابون هاستیگ پارک زندگی می کنه. شماره 24 طبقه 3.
من: خوب!
فرانسیس: اون اگه بفمه من اعدام شدم میمیره. تمام این پانزده سال رو به امید برگشتن من سر کرده. بعد از پدرم و دو تا برادرم که تو جنگ مردند، اون فقط منتظر منه. الان هم مدتهاست که داره با یه پرستار از آسایشگاه برادوید زندگی می کنه.
من: خوب من چیکار کنم؟
فرانسیس: می دونم شاید برات سخت باشه! اما ازت می خوام که وقتی آزاد شدی، به اونجا بری و بهش بگی که من هستی! خودت هم می تونی همونجا زندگی کنی. می دونم هم که خونه ای در بیرون از زندان نداری که تو زندگی کنی. همه این ها رو تو یه یادداشت نوشته بودم و داده بود اسمیت که وقتی خواستی بری بیرون بهت بده اما ترسیدم که به هردلیلی نوشته به دستت نرسه!
من از شدت تعجبب نمی تونستم حرف بزنم.از طرفی در برابر عشق این پسر به مادرش تسلیم بودم و از طرفی هم برام سخت بود که حرفهاش رو قبول کنم!
من: تو چرا امشب می خواستی خودت رو دار بزنی؟
فرانسیس: چون اگه تیربارانم کنند طبق قوانین مجرمین سیاسی، پول گلوله های تیرباران رو از خانواده ام طلب می کنند و اونوقت مادرم می فهمه که من مردم!
من: نگران نباش!
صدای ناهنجار ادوارد حرومزاده رشته افکارم رو پاره کرد که فریاد می زد و من رو صدا می کرد.
چشم در چشم فرانسیس دوخته بودم و سعی می کردم که با آخرین نگاهم آرومش کنم!.
یه روز یه اصفهانی ازدواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها میره ماه عسل
· از بچه اصفهانیه می پرسن وقتی می ری سر یخچال چی می خوری؟ می گه: کتک!
· اصفهانیه میره سربازی وقتی بر میگرده میبینه داداشش و باباش با کلی ریش و سبیل وایسادن دم در میزنه زیر گریه میگه تو رو خدا بگین چی شده باباش میگه احمق رفتی سربازی ریش تراشو دیگه چرا بردی
· اصفهانیه به مهمونش میگه اگه گرسنه ای مرغ هست! بگم تخم کنه؟
· شب عید فطر همه اصفهانیا بیرون خوابیده بودن ازشون می پرسن چرا بیرون خوابیدین میگن واسه اینكه پول فطرمون بیفته گردن شهرداری
· به اصفهانیه میگن دو دوتا میگه : میخای بخری یا میخای بفروشی !
· اصفهانیه موز میخوره پوستشو میذاره لای کتاب واسه یادگاری
· اصفهانیه آب معدنی میخره به زنش میگه یه كم آب بهش اضافه كن خیلی غلیظه
· یه اصفهانی یك خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هركدام یك دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یك دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم ! بقیه اش هم همین مزه را می دهد
· اصفهانیه برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکی
· اصفهانیه داشته رو خودش آب یخ میریخته ، میگن چرا اینجوری میكنی؟ میگه می خوام سرما بخورم. میگن چرا؟ میگه اخه یه پنیسلین دارم داره تاریخش میگذره!
· یه اصفهانی جوهر خودکارش تموم می شه ترک تحصیل می کنه
· یه روز اصفهانیه تو مسابقات رالی شركت میكنه وسط راه مسافر سوار می كنه!!!
· اصفهانی بازاریه بزازییه: خانوم اومدس پارچه خریدس بردس بریدس دادس دوختن رفتس باش تو عروسی کلی رقصیدس قر دادس و پز دادس آ بعدی رفتس پارچه را شیکافتس پس اووردس میگد از رنگش خوشم نیومدس ....
· خبری تاسف بار به دستمون رسید که : دو تا اصفهانی شیرجه میزنن تو آب میگن هر کس زودتر سرش از آب اومد بیرون باید شام بده هنوز جسد هیچکدومشون رو پیدا نکردن
· اصفهونیه نذر می کنه اگه دانشگاه قبول بشه مادرشو پیاده بفرسته کربلا
جوک لری........!!!!!
یه لره چند وقته حیرونه چرا خودش یه داداش داره ولی خواهرش دوتا !!!!!!!!!!!!!
تفکر عمیق یک لر : اگر ادیسون نبود ، باید تو تاریکی تلویزیون نگاه
می کردیم !!!!!!!!!!
به لره میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟
میگه معلوم نیست ، ماشینو زدم تو دیوار ، سرهنگه رفته تو کما ، منتظرم برگرده ببینم قبول شدم یا نه !!!!!!!!
دلتنگی یک لر : بی معرفت ما گوشی نداریم ، تو چرا sms نمیدی ؟؟؟؟!!!!!!!!!
کمیته ی امداد از هموطنان لر تقاضا کرده بعد از انداختن سکه در صندوق صدقات سوار آن نشوند !!!!!!!!!!
لره میره تو آسانسور ، می بینه نوشته ظرفیت 12 نفر . با خودش میگه : ای بابا حالا 11 نفر دیگه رو از کجا بیارم ؟!!!!
لره دستش میشکنه به دکترش میگه وقتی دستم خوب شد ، گچشو باز کردم ، میتونم ویولون بزنم ؟
دکتر میگه: آره .
میگه چه خوب ، قبلا نمی تونستم !!!!!!!!!!
احساسی ترین سوال یک لر از زنش :
از ازدواج با من مثل سگ پشیمونی یا مثل خر کیف
می کنی ؟!!
یه لره میفته دنباله یه دختره ، با سنگ میزنه تو سرش ، میگه آخ جون بالاخره تونستم مخش رو بزنم !!!!!!!!
به گزارش ایرنا لری که به قصد خودکشی سرش را روی ریل گذاشته بود پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت!!!!!!!!!
ممنوعات مصرف هم زمان مواد غذایی
مصرف هم زمان بعضی از مواد غذایی با یکدیگر می تواند بسیار مضر باشد و حاصل آن تولید اخلاط زاید در بدن می باشد که گاهی تاثیرات این تداخلات در چندین سال بعد به صورت بیماری های مختلف و صعب العلاج بروز خواهد کرد.به عنوان مثال حکمای طب ایرانی معتقدند که مصرف هم زمان موارد ذیل باعث تولید اخلاط خام در بدن شده و تولید بیماری کرده، مثلاً مصرف ماست با هر نوع و هر مقدار گوشت باعث لکه های پوستی و مصرف سرکه یا انواع شور و ترشی که با سرکه ساخته می شود همراه با برنج باعث کولیت و درد شکم می شود که ممکن است این بیماری ها حاصل عدم رعایت این مطالب در طول چندین سال باشد. بنابراین از خوردن هم زمان ترکیبات مواد غذایی که در هر ردیف از جدول ذیل ذکر شده است، جداً خودداری نمایید.
عنوان مواد غذایی اول
عنوان مواد غذایی دوم
1
خربزه
عسل
2
ماست
هر نوع گوشت یا غذای گوشتی
3
کله پاچه
انگور
4
پنیر
بادام
5
شیر
میوه های تازه
6
شیر
تخم مرغ
7
شیر
مواد غذایی ترش و شور
8
شیر
حبوبات
9
شیر
ترب
10
شیر
سبزیجات خام
11
شیر
شراب خرما
12
شیر
گوشت
13
شیر
ماهی تازه
14
تخم مرغ
ماهی تازه
15
سرکه یا انواع شور و ترشی که با سرکه ساخته می شود
برنج
16
سرکه یا انواع شور و ترشی که با سرکه ساخته می شود
ماش
17
سرکه یا انواع شور و ترشی که با سرکه ساخته می شود
حلیم
18
انار
حلیم
19
فراوردهای لبنی
ترشیجات
20
فراوردهای لبنی
انواع آلو
ضمناً خوردن خربزه یا هندوانه به همراه وعده غذایی و همچنین خوردن گوشت خام نیز می تواند امراض جدی در پیش داشته باشد