๑۩۞۩๑ بانک نرم افزار آهنگ عکس واس ام اس وکدهای جاوا ๑۩۞۩๑
دانلودها و نرم افزارهای جدیدمبایل جاوا بانک عکس بازیگران دنیا

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

وصیت نامه ی وحشی بافقی

وصیت نامه ی وحشی بافقی  


 روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت

گفت مردی به همسرش روزی


گفت مردی به همسرش روزی
 

من بمیرم چگونه خواهی زیست؟

گفت: از چند و چون آن بگذر

تو بمیری برای من کافیست! 

*****

سیاستمدار کسی است که: می تواند به شما بگوید به جهنم بروید، منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید!

روانشناس کسی است که: از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد!

*****

مهمان: آقا تشریف دارند؟

مستخدم: نخیر، رفته‌اند مسافرت.
 

مهمان: برای تفریح؟

مستخدم: نخیر، با خانم رفته‌اند!

***** 
 

مرد: وقتى من مُردم، هیچ مرد دیگه ای مثل من پیدا نخواهى کرد.

زن: حالا چرا فکر مى کنى که بعد از تو بازم دنبال کسى «مثل تو» خواهم گشت!؟

*****

یارو با زنش میرند پیش دندانپزشک و شروع میکنه به رجز خوانی که: 

آقای دکتر بیخود وقتت رو با داروی بیحسی و مسکن تلف نکن، یکضرب دندان را بکش و کار را تمام کن.

دکتر میگه: ایول الله به شجاعت شما، کاش همه مریضا اینطوری بودن! خوب حالا کدام دندانه که درد میکنه؟

طرف به زنش میگه: عزیزم دندان خرابت را به آقای دکتر نشان بده!

*****

بچه: بابا من کی آنقدر بزرگ میشم که هر کاری دلم خواست بکنم؟

بابا: پسرم، تا حالا کسی اینقدر بزرگ نشده!

*****

دو تا دیوونه از تیمارستان فرار می کنن. ریل راه آهنو می گیرن و راه می افتن طرف شهر. 

اولی میپرسه: کی می رسیم به شهر؟ دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون می ده و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن.

می رن و می رن ... تا اولیه خسته میشه. می گه: پس چرا نمی رسیم؟ 

دومیه برمی گرده و عقبو نگاه می کنه و می گه: فکر کنم ردش کردیم

****

یکی از ملانصرالدین می پرسه چه جوری جنگ شروع می شه؟ 

ملا بدون معطلی یکی می زنه توی گوش طرف و میگه اینجوری

راننده انیشتین!!

راننده انیشتین
انیشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمینان اش كمك می گرفت. راننده وی علاوه بر رانندگی همیشه هم در طول سخنرانی های انیشتن حضور داشت
یك روز انیشتن در حالی كه در راه دانشگاه بود و احساس خستگی میکرد
راننده اش پیشنهاد داد كه آنها جایشان را عوض كنند و او جای انیشتن سخنرانی كند،سپس انیشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند!
انیشتن تنها در یك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهها ی دیگر او را نمی شناختند
او قبول كرد، اماكمی تردید داشت در مورد اینكه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود، او چه پاسخی خواهد داد
به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، و تصور انیشتن درست از آب در آمد.دانشجویان در پایان سخنرانی انیتشن جعلی شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در این حین راننده باهوش گفت “سوالات بقدری ساده هستند كه حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید”سپس انیشتن از میان حضار برخواست وبه راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی كه باعث شگفتی حضار شد

خبرنگار از یه آبادانی

آبادانیه میگه : دیشب آبادان زلزله 11 ریشتری اومد

رفیقش میگه: پس آبادان با خاک یکی شد دیگه ؟

آبادانیه میگه : بع ، ولک ، مگه بچه ها گذاشتن



------------ --------- --------- --------- --------- --------- -------



خبرنگار از یه آبادانی میپرسه ، جمعیت آبادان چقدر هست؟

آبادانی در جواب میپرسه با حومه یا بدون حومه؟

خبرنگار میگه با حومه آبادانی میگه با حومه میشه هفتاد میلیون



------------ --------- --------- --------- --------- --------- -------



یک روز دو تا آبادانی واسه هم خالی می بستند .

اولی میگه : ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم حمید . دو
سه بار میگه حمید…. حمید…. حمید….

دومی میگه : این که چیزی نیست . ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت
می گیم حمید . میگه : کدوم حمید؟



------------ --------- --------- --------- --------- --------- -------



آبادانیه میره تو یه کتابفروشی میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟

کتابفروش میگه : نه

آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!!!



------------ --------- --------- --------- --------- --------- -------



دو تا آبادانی به هم می رسن.

اولی می گه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا
شیر شکار کردم.

دومی میگه: همش همین؟

اولی می گه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟

دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟!



------------ --------- --------- --------- --------- --------- -------



یه تهرانیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میگردن تهرانیه مثل بید میلرزید

آبادانیه با خونسردیه تمام نگاهی کرد به تهرانیه و گفت: کا مگه بار
اولته!!؟



------------ --------- --------- --------- --------- --------- -------



آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه ، به راننده بلیط میده.

راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه !

آبادانیه میگه : کوکا چیشتو خوب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه!...



------------ --------- --------- --------- --------- --------- -------


یه آبادانیه وسط خیابون ایستاده بوده یه هو می بینه سیل داره همه جا رو
می گیره . عینک ریبونشو در می آره می زاره رو دمپایی ابریش هل می ده رو
آب می گه تو خودته نجات بده مو یه خاکی تو سروم می کنم

مزه شوهر

مزه شوهر

دختری کردسوال از مادر                      که چه طعم و مزه دارد شوهر؟

این سخن تا بشنید از دختر                             اندکی کرد تامل مادر

گفت با خود که بدین لعبت مست         گربگویم مزه اش شیرین است

یا غم شوی روانش کاهد                            یا بلافاصله شوهر خواهد

ور بگویم مزه آن تلخ است                 تا ابد می کشد از شوهر دست

لاجرم گفت به او ای زیبا                            ترش باشد مزه شوهرها

دخترک در تب ودر تاب افتاد                 گفت:مادر دهنم آب افتاد!!

 
  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

به سایت آبادان خوش آمدید
با عضویت در خبرنامه کلیه مطالب سایت + مطالب ویژه اعضا برای شما ایمیل میشود. حتما در خبرنامه سایت عضو شوید تا مطالب و عکسها و فایلهای جذاب را هر روز در ایمیل خود داشته باشید.
باتشکر
مدیرسایت آبادان عکس : احمد
مدیر وبلاگ : احمد

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • کدام مطلب را بیشتر بگذاریم






نویسندگان

abadanaks- ahmad-abadanaks- ahmad-abadanaks- ahmad-abadaabadanaks- ahmadnaks- ahmad-
Links to Site
abadanaks.mihanblog.com





Powered by WebGozar





Powered by WebGozar