๑۩۞۩๑ بانک نرم افزار آهنگ عکس واس ام اس وکدهای جاوا ๑۩۞۩๑
دانلودها و نرم افزارهای جدیدمبایل جاوا بانک عکس بازیگران دنیا

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تلاش كنید همان گونه باشید

تلاش كنید

تلاش كنید همان گونه باشید كه می گویید.

تلاش كنید همان گونه رفتار كنید كه از دیگران انتظار دارید.

تلاش كنید همان گونه رفتار كنید كه گرفتار عذاب وجدان نشوید.

تلاش كنید تا راست گویی و صداقت عادت شما شود.

تلاش كنید همیشه دنبال یادگیری باشید.

تلاش كنید با پیدا كردن دوستان جدید دوستان قدیمی را هم حفظ كنید.

تلاش كنید برای خوب كار كردن خوب هم استراحت كنید.

تلاش كنید همیشه برای اطرافیانتان جذاب باشید.

تلاش كنید اگر از كسی رنجیده اید، با خود او صحبت كنید، نه پشت سر او.

 تلاش كنید وقتی به موفقیتی می رسید، آنهایی كه در این راه به شما كمك كرده اند را فراموش نكنید.

تلاش كنید تا عهدی شكسته نشود و اگر هم می شكند ،شما نباشید.

تلاش كنید تا باور كنید دیگران وظیفه ای در قبال شما ندارند و عامل سعادت یا شقاوت هر كس خود اوست.

تلاش كنید قدردان لطف دیگران باشید و با رفتار و گفتارتان آنها را از محبت پشیمان نكنید.

تلاش كنید به هر چیز آنقدر بها بدهید كه استحقاقش را دارد.

تلاش كنید دنیا را با زیبایی هایش ببینید.

وصیت اسکندر مقدونی !

وصیت اسکندر مقدونی !
الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود.
در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید.
با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است.
او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت:
من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد.
اما سه خواسته دارم ، خواسته هایم را حتماً انجام دهید.
فرماندهان ارتش درحالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند.

الکساندر گفت:
اولین خواسته ام این است که پزشکان من باید تابوتم را به تنهایی حمل کنند.
ثانیاً،

وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود.
سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد.

مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند.
اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت.
فرمانده ی مورد علاقه الکساندر دستش را بوسید و روی قلب خود گذاشت و گفت :
پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟
در پاسخ به این پرسش، الکساندر نفس عمیقی کشید و گفت:
من می خواهم دنیا را آکاه سازم از سه درسی که یاد گرفته ام.

می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمند که هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را واقعاً شفا دهد.
آن ها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند.
بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند.

دومین خواسته ی درمورد ریختن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان، این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است.

و درباره ی سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد، می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم ...
 

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 

درباره وبلاگ

به سایت آبادان خوش آمدید
با عضویت در خبرنامه کلیه مطالب سایت + مطالب ویژه اعضا برای شما ایمیل میشود. حتما در خبرنامه سایت عضو شوید تا مطالب و عکسها و فایلهای جذاب را هر روز در ایمیل خود داشته باشید.
باتشکر
مدیرسایت آبادان عکس : احمد
مدیر وبلاگ : احمد

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • کدام مطلب را بیشتر بگذاریم






نویسندگان

abadanaks- ahmad-abadanaks- ahmad-abadanaks- ahmad-abadaabadanaks- ahmadnaks- ahmad-
Links to Site
abadanaks.mihanblog.com





Powered by WebGozar





Powered by WebGozar